محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1734

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كنيد » كسان آماده شدند كه با گفتهء وى همداستان بودند و آسياى جنگ بر قعقاع و ياران وى مىگشت . عمرو بن مره گويد : قيس بن هبيره مرادى كه روزهاى پيش در جنگ قادسيه شركت نداشته بود به كسانى كه اطراف وى بودند گفت : « دشمن شما سر حمله دارد و راى ، راى سالار سپاه است ، نبايد سپاهيان حمله برند و پيادگان همراه نباشند كه وقتى حمله برند و دشمن بر اسب پيش آيد و پياده همراه نباشد ، راهشان را به بندد و پيش رفتن نتوانند ، براى حمله آماده شويد و منتظر تكبير باشيد و يك جا حمله كنيد . » و چنان بود كه تيرهاى عجمان به صف مسلمانان مىرسيد . مستنير بن يزيد گويد : زيد بن كعب نخعى كه پرچم قبيلهء نخع را به دست داشت گفت : « مسلمانان براى حمله آماده شده‌اند ، امشب از ديگران سوى خدا و جهاد سبق گيريد كه هر كه امشب سبق گيرد به اندازهء آن ثواب يابد . در كار شهادت با ديگران هم چشمى كنيد و دل به مرگ نهيد كه اگر زندگى را دوست داريد راه زنده ماندن همين است و اگر آخرت خواهيد بدان مىرسيد . » اجلح گويد : اشعث بن قيس گفت : « اى گروه عربان ! روا نيست كه اين قوم از شما در مقابل مرگ جسورتر باشند و آسانتر از جان گذرند . از همسران و فرزندان بگذريد و از كشته شدن بيم مكنيد كه آرزوى كريمان و سرنوشت شهيدان است » اين بگفت و از اسب پياده شد . عمرو بن محمد گويد : حنظلة بن ربيع و سران گروههاى ده نفرى گفتند : « اى گروه كسان فرود آييد و چنان كنيد كه ما مىكنيم و از مرگ بيم مداريد ، كه پايمردى بهترين وسيله رهايى از بيم است » گويد : طليحه و غالب و حمال و دليران همه قبايل سخنانى از اين گونه گفتند نضر بن سرى گويد : ضرار بن خطاب قرشى از اسب فرود آمد و عربان در اثناى